بسیاری از ما، با دو راه روبروییم. یک راه آن است که زمان خود را به عنوان پدر و مادر صرف کار کنیم و عوایدش را برای تربیت فرزند «هزینه» کنیم. چند سال پیش همکاری داشتم که خانم زحمتکش و کوشایی بود و گاهی از کمی حقوقش گلایه می کرد، می گفت همه در امدش را صرف شهریه مهد کودک فرزندش می کند! و برای من همیشه سوال بود که چرا نمی رود تا این وقت را صرف تربیت «خودش» و «فرزندش» کند؟
یادم هست یکبار در روزهای پر دردسر کاری، مهربان جمله ای گفت که از ذهنم نمی رود. «برای علی از مرد نوشتن فایده ای ندارد… اگر میخواهی مرد شود، وقت بذار تا با خودت بزرگ بشه». هرچند مهربان نگفت اما در جمله اش این را مستتر میبینم که «مرد باش و با او بیشتر باش تا…». تربیت از ما شروع می شود و به فرزند ختم می شود! شده است دغدغه همه مان که «چه کنیم تا فرزندمان خوب تربیت شود» و انگار باور نداریم که یک راه بیشتر نیست: «خودتان خوب باشید». ما باید اول خودمان را تربیت کنیم… هرچه میخواهید فرزندتان یاد بگیرد را یاد بگیرید… نقاشی، خیاطی، زبان، آشپزی، اخلاق، موسیقی، ورزش، مهارتهای اجتماعی و…
پس راه دوم، آن است که تربیت فرزند بشود یک «شغل» که مستلزم صرف مطالعه، زحمت و زمان است. وقتی فکر میکنم که علی تنها سه سال به من ِ پدر می رسد (قبلش فرزند مادر است و بعد از هفت سال فرزند مدرسه) دقیقه دقیقه این سالها برایم قیمیت پیدا می کند… سعی میکنم در هرکار،جایگاهی هم برای علی ببینم…
***
ساک ورزشم جای چند راکت اضافه هم دارد … این روزها با خودم تجسم میکنم سالهای بعد را که برای خودش نوجوانی شده است، شاید حتی پشت لبهایش کمی رنگ گرفته است، بعد با هم وسائلمان را جمع میکنیم و راهی میشویم … کری پدر و پسری میخوانیم… ببینیم زورجوانی او می چربد یا کهنه کاری ِ من…
علی در حال تمرین فورهند!
حالا چند هفته است که علی آقا پای ثابت است و برای خودش «راجرفدرر» محسوب می شود! هنوز زورش به راکت نمی رسد اما به لطف رفقا، راکت تمرینی دارد، و تور کوچک و… بگذریم که گاهی وسط بازی راکت را به عنوان بیل استفاده می کند و می رود سراغ خاک بازی! اما صفایی دارد… نوشتم که شریک باشید در روزهای خوب ما…


















56 دیدگاه برای “ورزشکار کوچک”
دیدگاهی بنویسید-

-

-

-

-

-

← دیدگاه های قدیمی تر